
معماری سایت، شیوه تقسیم موضوعها و وصل کردن صفحهها به یکدیگر است. ساختار خوب کمک میکند مخاطب بداند کجاست و برای ادامه چه مسیری دارد. موتور جستجو نیز باید بتواند صفحههای مهم را از مسیرهای قابل خزش پیدا کند. برای رسیدن به این هدف، انتخاب چند اسلاگ کوتاه کافی نیست. نقش صفحهها، روابط دستهها و قواعد گسترش سایت باید پیش از زیاد شدن محتوا روشن شوند تا هر مطلب تازه جای مشخصی در مجموعه داشته باشد.
پیش از شروع بدانید
ساختار منو، ساختار URL و شبکه لینک داخلی یک چیز نیستند.
هر سطح دستهبندی باید برای انتخاب کاربر فایده داشته باشد.
عدد ثابت برای عمق کلیک، جای بررسی اهمیت و دسترسی را نمیگیرد.
چگونه نقش صفحه ها و دسته ها را تعیین کنیم؟
ابتدا موجودی صفحهها تهیه شود. فقط URLهای نقشه سایت کافی نیستند، چون بعضی صفحهها ممکن است خارج از آن باشند. خروجی CMS، خزش داخلی و داده صفحههای فرود کنار هم قرار بگیرند. برای هر URL نوع صفحه، موضوع، وضعیت انتشار و ارزش کاری ثبت شود. این فهرست نشان میدهد ساختار موجود واقعا چه چیزی دارد، نه اینکه منو چه تصویری از آن ارائه میکند.
نقش هر صفحه باید در یک جمله قابل بیان باشد. دسته برای انتخاب میان چند مورد است، محصول جزئیات یک گزینه را توضیح میدهد و مقاله به یک پرسش پاسخ میدهد. صفحه خدمت نیز باید محدوده کار و راه درخواست را روشن کند. اگر یک صفحه همزمان میخواهد تمام این نقشها را انجام دهد، معمولا اولویت پاسخ برای مخاطب مبهم میشود.
دستهها از رفتار انتخاب مخاطب ساخته شوند، نه فقط از ساختار سازمان. شرکت ممکن است واحدهای داخلی جدا داشته باشد، اما مشتری بر پایه مسئله خود جستجو کند. برای مثال، تقسیم خدمات به حل مشکل ایندکس، بهبود فروشگاه و مشاوره تصمیم میتواند قابل فهمتر از نام تیمهای داخلی باشد. نام دسته باید بدون توضیح طولانی، دامنه محتوای زیرمجموعه را نشان دهد.
یک لایه تازه زمانی اضافه شود که تفاوت واقعی در موضوع و انتخاب وجود داشته باشد. دستهای با یک مطلب و توضیح عمومی، لزوما ارزش ساخت سطح جدید ندارد. در مقابل، گروهی بزرگ با نیازهای روشن میتواند به زیرگروههای مفید تقسیم شود. تعداد سطحها باید نتیجه پیچیدگی موضوع باشد و از نسخه یکسان برای همه سایتها پیروی نکند.

ساختار URL و مسیر منو میتوانند هماهنگ باشند، اما یکسان بودن کاملشان الزامی نیست. صفحهای با آدرس کوتاه هنوز میتواند از مسیر دسته و راهنمای مرتبط پیدا شود. تغییر URL فقط برای شبیه کردن آن به منو، هزینه انتقال و ریسک ایجاد میکند. بهتر است درباره ثبات آدرس و روش نشان دادن رابطه صفحهها جداگانه تصمیم گرفته شود.
در طراحی اسلاگ، خوانایی، ثبات و امکان توسعه اهمیت دارند. نام کوتاه و توصیفی بهتر از رشتهای پر از عبارتهای تکراری است. قاعده حروف کوچک، خط تیره و حذف پارامترهای غیرضروری ثبت شود. نام محصول یا دستهای که احتمال تغییر دارد، نباید بدون فکر به ساختار آدرس دائمی تبدیل شود، بهویژه وقتی شناسه یا مدل ثابت میتواند نقش مشخصتری داشته باشد.
تگ، مسیر دوم برای کشف محتوای مرتبط است و نباید نسخه دیگری از همه دستهها باشد. اگر هر مقاله چند تگ تکموردی بگیرد، آرشیوهای کمفایده زیاد میشوند. برای تگها واژهنامه محدود، تعریف موضوع و قاعده ایجاد لازم است. تصمیم درباره ایندکس هر آرشیو هم باید با محتوا و نقش آن گرفته شود، نه فقط تعداد مطالب موجود.
صفحههای مهم نباید فقط از جستجوی داخلی یا ابزارهای تعاملی قابل دسترسی باشند. پیوندهای HTML روشن از صفحههای مرتبط، مسیر کشف را پایدارتر میکنند. در بررسی ساختار باید پرسید کاربر تازهوارد از کجا به این صفحه میرسد و آیا آن مسیر در خروجی قابل خزش وجود دارد. نمایش زیبا بدون مسیر واقعی، مسئله دسترسی را حل نمیکند.
پیش از اجرا، نقشه سادهای از رابطهها با تیم محتوا و فروش بررسی شود. چند سناریو مانند پیدا کردن خدمت، انتخاب محصول و خواندن راهنمای تکمیلی طی شوند. هر جا کاربر مجبور است معنی نام دسته را حدس بزند یا چند بار به عقب برگردد، ساختار به اصلاح نیاز دارد. نتیجه این آزمون باید به تغییر مشخص در نامگذاری یا ارتباط صفحهها منجر شود.
برای بررسی جزئیات در مستندات اصلی، ساختار و ارتباط صفحه های فروشگاهی را ببینید.
برای بررسی جزئیات در مستندات اصلی، داده ساختاریافته بردکرامب را ببینید.
چگونه ساختار را اجرا و پس از توسعه کنترل کنیم؟
در اجرا، ابتدا الگوی هر نوع صفحه مشخص شود. دسته باید معرفی کوتاه، زیرگروهها و گزینههای مرتبط داشته باشد. مقاله باید مسیر برگشت به موضوع و پیوند به پاسخهای مکمل را نشان دهد. صفحه خدمت هم باید از مطالب مرتبط قابل دسترسی باشد. این الگوها، گسترش سایت را منظم میکنند و وابستگی به تصمیمهای موردی هنگام انتشار را کاهش میدهند.
بردکرامب باید جای صفحه را در ساختار انتخابشده نشان دهد. اگر یک محصول در چند دسته قرار میگیرد، یک مسیر اصلی منطقی تعیین شود تا خروجی متناقض نشود. مسیر نمایشی و داده ساختاریافته نیز با هم هماهنگ باشند. بردکرامب بهتنهایی جای منو و لینکهای داخل محتوا را نمیگیرد، بلکه یکی از نشانههای کمکی برای فهم رابطه صفحههاست.
عمق دسترسی را با اهمیت صفحه بسنجید. یک URL درآمدساز که فقط از صفحهای قدیمی در لایههای پایین لینک دارد، ممکن است نیازمند مسیر بهتر باشد. در مقابل، لازم نیست تمام محتوا به صفحه اصلی وصل شود. عدد 3 کلیک یک قانون عمومی موتور جستجو نیست. بررسی باید نشان دهد مسیر فعلی برای مخاطب و نوع محتوا منطقی است یا نه.
صفحه یتیم فقط با خزش منو پیدا نمیشود. خروجی CMS و URLهای دیدهشده در داده جستجو را با فهرست مقصدهای لینک داخلی مقایسه کنید. صفحهای که فقط در نقشه سایت است، شاید در شبکه واقعی سایت جای روشنی نداشته باشد. برای رفع مشکل، مرتبطترین صفحه مبدا انتخاب شود و پیوندی با دلیل محتوایی ساخته شود، نه اینکه تمام URLها به فوتر اضافه شوند.

برای جلوگیری از همپوشانی، هر دسته باید مرز موضوعی داشته باشد. اگر دو دسته مدام محصولهای یکسان و متن مشابه دارند، تفاوتشان دوباره بررسی شود. گاهی ادغام درست است و گاهی تغییر نام یا معیار عضویت کافی است. تصمیم نباید فقط با تعداد کلمات عنوان گرفته شود. مسیر انتخاب مخاطب و نوع جستجوی هدف تعیین میکنند که جداسازی مفید است یا نه.
قواعد صفحههای ترکیبی، مرتبسازی و فیلتر از ابتدا نوشته شوند. اگر هر ترکیب ویژگی، URL مستقل میسازد، ساختار میتواند بسیار بزرگتر از محتوای مفید شود. مشخص شود کدام ترکیب تقاضای قابل دفاع دارد و به صفحه فرود نیاز دارد. سایر ترکیبها باید با سیاست فنی متناسب مدیریت شوند تا منو و لینکها، فضای بیپایانی از مسیرهای مشابه نسازند.
پس از تغییر ساختار، فقط ظاهر صفحه اصلی بازبینی نشود. چند نمونه از هر الگو، لینکهای بردکرامب، پاسخ سرور و مقصد تغییر مسیرها کنترل شوند. اگر URL عوض شده، نقشه انتقال و لینکهای داخلی باید به مقصد نهایی اشاره کنند. باقی ماندن مسیرهای قدیمی در منو میتواند زنجیره تغییر مسیر و سردرگمی در پایش ایجاد کند.
معیار پایش، تنها افزایش تعداد صفحههای ایندکسشده نیست. دسترسی به صفحههای مهم، کاهش مسیرهای بیفایده، توزیع ورودی میان گروهها و انجام اقدام مناسب نیز بررسی شوند. اگر ساختار تازه ترافیک را به صفحهای میبرد که انتخاب را دشوار میکند، موفقیت فنی بهتنهایی کافی نیست. باید نقش معماری در تصمیم کاربر نیز ارزیابی شود.
در پایان، قواعد ساخت صفحه تازه مستند شوند. ایجاد دسته، انتخاب اسلاگ، افزودن تگ، لینک از مبدا و قرار گرفتن در نقشه سایت باید مسئول مشخص داشته باشند. ساختار درست یک تصویر ثابت نیست. مجموعهای از تصمیمهای تکرارپذیر است که اجازه میدهد سایت با اضافه شدن محتوا همچنان قابل فهم، قابل کشف و قابل نگهداری بماند.
| جزء | پرسش بررسی | نشانه اصلاح |
|---|---|---|
| دسته | آیا انتخاب را ساده میکند؟ | موضوع و عضویت روشن |
| اسلاگ | آیا پایدار و توصیفی است؟ | قاعده نام گذاری ثابت |
| تگ | آیا رابطه مکمل دارد؟ | واژه نامه محدود |
| لینک داخلی | آیا مسیر واقعی میسازد؟ | مبدا و مقصد مرتبط |
برای بررسی جزئیات در مستندات اصلی، راهنمای ساختار URL گوگل را ببینید.
پرسش های رایج
دسته باید حتما داخل URL مقاله باشد؟
خیر. رابطه موضوعی میتواند از منو، بردکرامب و لینکهای داخلی منتقل شود. تغییر آدرسهای سالم فقط برای افزودن نام دسته، بدون ارزیابی هزینه و نقشه انتقال، توصیه عمومی مناسبی نیست.
چند دسته برای سایت تازه مناسب است؟
تعداد ثابت وجود ندارد. تعداد دستهها باید از موضوعها، محتوا و مسیر انتخاب واقعی بیاید. شروع با گروههای روشن و گسترش تدریجی، معمولا از ساخت آرشیوهای فراوان و خالی بهتر است.
صفحه یتیم با اضافه شدن به سایت مپ حل می شود؟
نقشه سایت به کشف کمک میکند، اما جای ارتباط در شبکه سایت را نمیگیرد. صفحه مهم باید از مبداهای مرتبط لینک قابل خزش داشته باشد تا کاربر نیز بتواند آن را پیدا کند.